[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
برای داوران::
ثبت نام و اشتراک::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
Idexing::
::
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
نمایه پرستاری
AWT IMAGE  
..
نشریه مرور سیستماتیک

AWT IMAGE

AWT IMAGE

..
آموزش پرستاری
AWT IMAGE
..
نشریه پرستاری
AWT IMAGE
..
پرستاری داخلی جراحی
AWT IMAGE
..
سامانه جامع رسانه ها
..
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
۴۰ نتیجه برای محمدی

خانم عزیزه علیزاده، آقای عیسی علیزاده، دکتر ابوالفضل محمدی،
دوره ۱، شماره ۲ - ( تابستان ۱۳۹۲ )
چکیده

مقدمه: در سرتاسر جهان افسردگی یک مشکل جدی و ناتوان‌کننده در سلامت عمومی با شیوع بسیار بالا می‌باشد. درمان دارویی مناسب به طور بارز از علایم افسردگی و مرگ و میر ناشی از خودکشی می‌کاهد. همچنین، مداخلات روانی- اجتماعی اثربخشی داروها را افزایش می‌دهد. لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش فردی مهارت رفتاردرمانی دیالکتیک در بهبود افسردگی و افکار خودکشی بیماران افسرده انجام شد. روش: این مطالعه از نوع شبه تجربی می‌باشد و نمونه‌ها به روش نمونه‌گیری در دسترس از بین بیماران با تشخیص افسردگی اساسی که به درمانگاه بیمارستان تخصصی اعصاب و روان ۵۰۵، مراجعه کردند، انتخاب شدند. ۹ بیمار در گروه مداخله و ۹ بیمار در گروه شاهد شرکت کردند. بیماران گروه مداخله تحت درمان دارویی و آموزش مهارت‌های رفتاردرمانی دیالکتیک در جلسات فردی، هفته‌ای یک جلسه به مدت ۶ ماه و ۲۰ جلسه قرار گرفتند و بیماران گروه شاهد فقط تحت درمان دارویی قرار گرفتند. بیماران در جلسه اول و آخر با مقیاس افسردگی بک (BDI) و پرسشنامه دلایل زندگی لینهان (RFL)، مورد سنجش قرار گرفتند. داده‌ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس، تحلیل شد. یافته‌ها: نتایج، کاهش معناداری در نمرات افسردگی (۰۰۱/۰=p) و افزایش معناداری در نمرات دلایل زندگی (۰۰۸/۰=p) بیماران گروه مداخله نسبت به گروه شاهد نشان داد. نتیجه‌گیری: پژوهش حاضر نشان داد ترکیب درمان دارویی و آموزش فردی مهارت‌های رفتاردرمانی دیالکتیک می‌تواند به کاهش افسردگی و افکار خودکشی بیانجامد. این کاهش در درمان دارویی هم دیده شد، اما در گروه مداخله این کاهش بیش از گروه شاهد بود. بنابراین می‌توان از آموزش این مهارت‌ها برای بهبود بیماران افسرده استفاده کرد.
یوسف وارسته مقدم، مجید صادق فرد، سید حسین محمدی،
دوره ۱، شماره ۳ - ( پاییز ۱۳۹۲ )
چکیده

مقدمه: پرستاران بخش های روانپزشکی با استرس های متعددی روبرو می باشند. لذا به کارگیری روش های سازگاری مناسب جهت کاهش اثرات مخرّب آن ضروری به نظر می رسد. از این رو این مطالعه با هدف تعیین عوامل تنش زا و روش های سازگاری با آن ها در پرستاران بخش های روانپزشکی مرکز آموزشی درمانی رازی شهر تبریز انجام گردید. روش: این پژوهش یک مطالعه توصیفی تحلیلی می باشد که با شرکت ۱۰۴ پرستار شاغل در بخش های روانپزشکی انجام شد. در راستای جمع آوری داده ها از سه پرسشنامه مشتمل بر اطلاعات فردی، پرسشنامه استرس شغلی دی.سی.ال، روش های سازگاری با و جهت تجزیه و SPSS v. استرس در پرستاران بخش های روانپزشکی استفاده گردید. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از نرم افزار ۱۷ تحلیل از آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون ، تحلیل واریانس، آزمون تعقیبی توکی و آزمون تی مستقل استفاده شد. یافته ها: نتایج این مطالعه نشان داد که دستمزد پایین، تهدید از طرف بیماران و همراهان، نبود امنّیت کافی در بخش استرس های شایع بودند. پرستاران بخش های حاد استرس شغلی بالاتری نسبت به پرستاران سایر بخش ها تجربه می کردند. این اختلاف در پرستاران به جز متغیر جنس، ارتباط معنی داری ما بین سایر متغیرهای فردی با استرس شغلی مشاهده .(p=۰/ بخش های مزمن معنی دار بود ( ۰۲ اکثر پرستاران با خود باوری، .(p<۰/ نشد. پرستاران مرد استرس شغلی بالای معنی داری در مقایسه با پرستاران زن تجربه می کردند ( ۰۵ افزایش دانش و تجربه، تکیه بر توانایی ها سعی در سازگاری با تنش ها داشتند. استفاده از روش های عاطفی محور در پرستاران بخش های حاد، استفاده از روش های مسأله مدار در پرستاران بخش های مزمن بیشتر از سایر بخش ها گزارش گردید. بکارگیری روش های انحراف فکر توجه و برخورد هیجانی در پرستاران زن نسبت به پرستاران مرد بیشتر بود. این اختلاف در روش انحراف فکر توجه معنی داری .(p=۰/ بود ( ۰۴ نتیجه گیری: پرستاران بخش های حاد که سطوح بالایی از تنش ها ی شغلی را تجربه می کردند، عمدتاً از روش های سازگاری عاطفی محور بهره می جستند. لذا آموزش روش های پیشگیری و روش های سازگاری با تنش ها به کارکنان به ویژه پرستاران بخش های روانپزشکی توصیه می شود
محمد مرادی، رضا ضیغمی، سعید محمدی، محمدابراهیم ساریچلو،
دوره ۱، شماره ۳ - ( پاییز ۱۳۹۲ )
چکیده

مقدمه: ازدواج امری مهم وسرنوشت ساز است که کامیابی یا شکست در آن بر سلامت روان تاثیر بسزایی دارد . بر این اساس این مطالعه با هدف، تعیین وضعیت روانی در زوج های مراجعه کننده به کلاس های آموزشی پیش از ازدواج شهرستان قزوین انجام شد. روش: در مطالعه ای توصیفی تمام زوج هایی که به کلاس های آموزشی پیش از ازدواج مراجعه کرده بودند ، انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه ای دو بخشی گردآوری گردید. بخش اول دربردارنده ویژگی های زمینه ای و بخش دوم، پرسشنامه هنجار یابی شده بود SCL-۹۰ ۲۳ در این مطالعه شرکت نمودند. تمام آزمودنی ها از نظر شاخص کلی /۷۱±۴/ یافته ها: در مجموع ۶۷۸ نفر با میانگین سنی ۴۵ ناراحتی روان شناختی در محدوده طبیعی قرار داشتند و به عنوان مورد بالینی در نظر گرفته نشدند. جسمانی سازی، اضطراب و پرخاشگری در زنان بیشتر از مردان مشاهده شد. که در این بین تنها در مورد جسمانی سازی و جنس آزمون دقیق فیشر به لحاظ آماری معنی دار شد و بین سایر موارد رابطه معنی دار آماری مشاهده نشد. وسواس و افسردگی در مردان بیشتر مشاهده شد که این مسأله از نظر آماری معنی دار نشد. همچنین روابط بین فردی و فوبیا در هر دو جنس به یک اندازه مختل بوده است. ضمن این که اضطراب و روابط بین فردی مختل بیشترین میزان را در بین نمونه ها داشته است. نتیجه گیری: با توجه به اهمیت تأثیر گذار مشکلات روانی هر یک از زوج ها در وضعیت بهداشت روانی کل خانواده و تأثیر آن بر دوام نهاد خانواده گنجاندن برنامه آموزشی در این بخش در آموزش های پیش ازازدواج کاملا ضروری به نظر می رسد
آقای ایمان قنبرپناه، دکتر مسعود فلاحی خشکناب، دکتر سادات مداح، دکتر فرحناز محمدی، دکتر محمدرضا خدایی،
دوره ۱، شماره ۴ - ( زمستان ۱۳۹۲ )
چکیده

مقدمه: با توجه به رشد جامعه سالمندی و شیوع انواع مختلف اختلالات و نارسایی های شناختی در این گروه سنی، توجه به روش های مراقبتی و درمانی سهل الوصول، کم هزینه و کم عارضه ضروری به نظر می رسد. هدف این مطالعه بررسی تأثیر خاطره گویی گروهی بر توانایی های شناختی سالمندان دچار نارسایی شناختی خفیف می باشد. روش: این مطالعه از نوع نیمه تجربی بود. ۷۲ (۴۸ زن و ۲۴ مرد) نفر از سالمندان ۶۰ تا ۸۴ سال کانون جهان دیده‌گان شیراز به روش تصادفی در دسترس به عنوان آزمودنی انتخاب شدند و با رعایت نسبت مساوی زن و مرد به صورت تصادفی در سه گروه خاطره گویی گروهی، مداخله گروهی و بدون مداخله تقسیم شدند. قبل و بعد از مداخله آزمون بررسی وضعیت شناختی M‏ain Mental Status Examination از آزمودنی‌ها به عمل آمد. مداخله بدین صورت بود که گروه خاطره گویی (گروه مداخله) در ۸ جلسه خاطره گویی گروهی (هر جلسه هفته ای یک بار و به مدت ۶۰ تا ۹۰ دقیقه ) شرکت کردند. جلسات گروه شاهد یک (صحبت های گروهی) نیز مشابه با گروه خاطره گویی بود با این تفاوت که بدون خاطره گویی و تنها به صورت گروهی با یکدیگر در مورد مسائل روز صحبت می‌کردند. گروه سوم (گروه شاهد دوم) نیز در طول مطالعه هیچ مداخله‌ای دریافت نکرد. تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS v,۱۶ و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی انجام شد. یافته ها: توانایی های شناختی (جهت یابی، حافظه فوری، یادآوری، توجه و محاسبه و زبان) در دو گروه خاطره گویی و مداخله گروهی به طور معنادار افزایش یافت، اما در گروه بدون مداخله تغییر معناداری مشاهده نشد. همچنین این افزایش در گروه خاطره گویی به طور معنادار بیشتر از دو گروه دیگر و در گروه مداخله گروهی نیز به طور معنادار بیشتر از گروه بدون مداخله بود (۰۵/۰>P). نتیجه گیری: با توجه به نتایج این مطالعه می توان گفت که توانایی شناختی سالمندان با نارسایی شناختی خفیف را می توان با خاطره گویی گروهی افزایش داد. به نظر می‌رسد حتی صحبت کردن گروهی نیز می‌تواند باعث افزایش توانایی شناختی این سالمندان شود، اما اگر این صحبت کردن گروهی به صورت خاطره گویی باشد امکان ارتقای توانایی های شناختی بسیار بیشتر می شود.
خانم ندا پروین، خانم لیلا رفیعی وردنجانی، آقای مسعود نیک فرجام، آقای عبدالله محمدی احمد محمودی، خانم فاطمه دریس،
دوره ۲، شماره ۳ - ( پاییز ۱۳۹۳ )
چکیده

مقدمه: اسکیزوفرنی بیماری روانی مزمن و ناتوان کننده با درمان های مختلف دارویی و غیر دارویی است. مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر فعالیت های کشاورزی بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی مزمن انجام شد. روش: این مطالعه، یک مطالعه نیمه تجربی بود که در آن ۵۲ بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی مزمن واجد شرایط در دو گروه مداخله و شاهد (هر گروه ۲۶بیمار) به شکل تصادفی وارد شدند. مطالعه در بیمارستان روانی سینا انجام شد. مدت مداخله ۳ ماه بود. بیماران در گروه شاهد، درمان روتین را دریافت نمودند. بیماران در گروه مداخله علاوه بر درمان روتین در فعالیت کشاورزی شرکت کردند. پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی و مقیاس کیفیت زندگی اسکیزوفرنی در ابتدا و پایان مطالعه تکمیل گردید. داده ها ی پژوهش با استفاده از شاخص های آماری توصیفی شامل میانگین، انحراف معیار و آزمون های آماری تحلیلی مانند تی استیودنت و کای دو مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: گروه های مورد مطالعه از نظر متغیرهای جمعیت شناختی و نمره کیفیت زندگی اولیه همسان بودند. در پایان مطالعه، گروه فعالیت کشاورزی، بهبودی معناداری در میانگین کیفیت زندگی نشان داد (۰۰۱/۰p<) اما در گروه شاهد تغییر معناداری مشاهده نشد (۰۵/۰
خانم پریسا نیلفروشان، آقای علی نویدیان، خانم ملیحه شامحمدی ،
دوره ۳، شماره ۱ - ( بهار ۱۳۹۴ )
چکیده

مقدمه: شناخت عوامل روان شناختی در مدیریت متقاضیان جراحی زیبایی، بسیار کمک کننده است. مطالعه حاضر با هدف تعیین طرحواره های ناسازگار وسلامت عمومی در افراد متقاضی جراحی زیبایی انجام شد. روش: این پژوهش توصیفی تحلیلی از نوع مقایسه ای است . جامعه آماری این پژوهش کلیه زنان مراجعه کننده به کلینیک های زیبایی و همچنین افراد عادی شهرستان اصفهان بودند. شرکت کنندگان شامل دو گروه ۶۰ نفری (۱۲۰ نفر) از زنان متقاضی جراحی زیبایی و گروه غیر متقاضی بودند که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. در این پژوهش برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه طرحواره های ناسازگار (SF-YSQ) و سلامت عمومی (GHQ-۲۸) استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS v,۱۸ و به کمک آمار توصیفی وآزمون آماری مانوآ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که بین دو گروه زنان متقاضی جراحی زیبایی وغیر متقاضی از نظر طرحواره های ناسازگار اولیه تفاوت معناداری وجود داشت (۰۲/۰=p). نتایج تحلیل مانوا نشان داد تفاوت دو گروه از نظر طرحواره های بریدگی وطرد (۰۰۲/۰=p)، خودگردانی (۰۰۱/۰=p)، محدودیت مختل (۰۱/۰=p) و دیگرجهت مندی (۰۰۳/۰=p) معنادار بودند ولی دو گروه از نظر گوش به زنگی تفاوت معنادار نداشتند. همچنین بین دو گروه متقاضی و غیر متقاضی جراحی زیبایی نیز از نظر سلامت عمومی تفاوت معناداری وجود داشت (۰۴/۰=p). دو گروه از نظر وضعیت جسمانی (۰۳/۰=p)، افسردگی (۰۰۱/۰=p) و اضطراب (۰۰۹/۰=p) تفاوت معنادار داشتند ولی تفاوت آن ها از نظر عملکرد اجتماعی معنادار نبود. نتیجه گیری: با توجه به شناخت طرحواره‌های ناسازگار اولیه و مشکلات سلامت عمومی زنان متقاضی جراحی زیبایی در این مطالعه، بنابراین ارائه درمان های روان شناختی به خصوص طرح واره درمانی قبل از اعمال جراحی زیبایی توصیه می شود.
خانم صدیقه اظهری، خانم آزاده سارانی، آقای سید رضا مظلوم، آقای حمیدرضا آقامحمدیان شعرباف،
دوره ۳، شماره ۱ - ( بهار ۱۳۹۴ )
چکیده

مقدمه: هر چند بارداری دوره لذت بخشی در زندگی زن بنظر می‌رسد اما تغییرات فیزیولوژیکی این دوره، موجب ایجاد سطوح بالایی از استرس در مادر می گردد. خوش بینی از مهمترین عوامل شخصیتی در انتخاب راهبرد مناسب جهت مقابله با چالش های ایجاد شده دوران بارداری می باشد، لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط خوش بینی با راهبردهای مقابله با استرس بارداری انجام شد . روش ها: این مطالعه‌ همبستگی در سال ۱۳۹۳ بر روی ۵۰۰ زن باردار مراجعه کننده به مراکز بهداشت شهر مشهد به روش نمونه گیری تصادفی انجام شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه‌های خوش بینی (جهت گیری زندگی) و راهبردهای مقابله با استرس بارداری بود. به منظور تجزیه تحلیل داده ها از آمار توصیفی، ضریب همبستگی اسپیرمن و رگرسیون با کمک نرم افزار Spss v,۱۶ استفاده شد. سطح معنی داری کمتر از ۰۵/۰ مد نظر قرار گرفت. یافته ها: نشان داد بین خوش بینی و راهبرد آمادگی برنامه ریزی شده (۷۴/۰r=، ۰۰۰۱/۰p<) و راهبرد معنوی مثبت (۷۳/۰r=، ۰۰۰۱/۰p<) رابطه خطی مستقیم و معنادار وجود داشت و بین خوش بینی و راهبرد اجتنابی (۷۶/۰−r=، ۰۰۰۱/۰p<) رابطه خطی معکوس و معنادار وجود داشت. نتیجه‌گیری : نتایج نشان دادکه خوش بینی با راهبرد آمادگی برنامه ریزی شده و معنوی مثبت مقابله با استرس بارداری ارتباط مثبت و با راهبرد اجتنابی ارتباط منفی دارد.
نرگس صفری، علی کاوسی، لیلا جویباری، اکرم ثناگو، غلامرضا محمدی،
دوره ۳، شماره ۲ - ( تابستان ۱۳۹۴ )
چکیده

مقدمه: درد ناشی از سرطان ۵۰ تا ۹۰% بیماران مبتلا به سرطان را تحت تاثیر قرارمی دهد و اضطراب ناشی از این دردها و درمان های سرطان باعث افزایش نیاز های حمایتی بیماران می گردد درنتیجه راهبردهای مقابله ای اتخاذ شده بیماران در انطباق و سازگاری آن ها نقش بسزائی دارد. هدف از این مطالعه تعیین رابطه فاجعه سازی درد، اضطراب درد، حمایت اجتماعی و راهبردهای مقابله ای درد، دربیماران مبتلا به سرطان می باشد. روش‌ها: دراین مطالعه توصیفی - تحلیلی از نوع همبستگی، تعداد ۱۱۰ بیمارمبتلا به سرطان مراجعه کننده به مرکز آموزشی درمانی ۵ آذر گرگان در سال ۱۳۹۲ به صورت نمونه گیری دسترس، در مطالعه شرکت داده شدند. پرسشنامه فاجعه سازی درد،اضطراب درد، حمایت اجتماعی و راهبردهای مقابله ای درد مورد استفاده قرار گرفت . اطلاعات جمع آوری شده با نرم افزار آماریSPSS v,۱۶ آمار توصیفی و آمار استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. سطح معناداری مطالعه (۰۵/۰P<) درنظر گرفته شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که میانگین و انحراف معیار فاجعه سازی درد (۸/۸±۹/۲۳)، اضطراب درد (۴/۱۸±۷/۳۵)، راهبرد مقابله ای (۸/۳۸±۹/۱۰۷)، حمایت اجتماعی در بیماران (۸/۱۵±۱/۱۵۱) بود. با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون بین فاجعه سازی درد (۴۶/۰- , R=۰۰/۰P=)، اضطراب درد (۴۷/۰- , R=۰۰/۰P=)، راهبرد مقابله ای (۳۰/۰- , R=۰۰/۰P=) با حمایت اجتماعی ارتباط معنی دار آماری دیده شد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که بین متغیرهای فاجعه سازی درد، حمایت اجتماعی، اضطراب درد و راهبردهای مقابله در بیماران سرطانی رابطه معناداری وجود دارد. لذا تدوین یک برنامه جامع مراقبتی دربیماران مبتلا به سرطان با تقویت راهبردهای مقابله ای ،توسعه و افزایش حمایت اجتماعی در جهت کاهش سطح اضطراب و فاجعه سازی درداین بیماران پیشنهاد می گردد.
جواد محمدی، سیمین غلامرضایی، امیر عزیزی،
دوره ۳، شماره ۲ - ( تابستان ۱۳۹۴ )
چکیده

مقدمه: اختلال در کیفیت خواب و اضطراب از جمله علایم شایع در بیماری سندرم روده تحریکپذیر به شمار می‌آیند. در دههی اخیر رفتار درمانی دیالکتیکی به عنوان یکی از درمانهای موثر در درمان بسیاری از اختلالات معرفی شده است. به همین منظور هدف پژوهش حاضر تعیین میزان اثربخشی رفتار درمانی دیالکتیکی گروهی بر کیفیت خواب و اضطراب بیماران سندرم روده تحریک‌پذیر است. روشها: پژوهش حاضر از نوع آزمایشی (طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه شاهد و انتساب تصادفی) می‌باشد. نمونه‌ی آماری پژوهش، شامل ۳۰ بیمار مبتلاء به سندرم روده تحریک‌پذیر بود که از میان کلیه بیمارانی که در سال ۱۳۹۳ به مراکز درمانی شهر تبریز مراجعه کرده بودند و پس از مصاحبه، دریافت ملاک‌های تشخیصی Rome-III و تکمیل پرسشنامه کیفیت خواب ‌پترزبرگ و اضطراب بک، با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده (۱۵ نفر برای هر گروه) انتخاب شده و در دو گروه آزمایشی وشاهد قرار گرفتند. بعد از اتمام دوره ۸ جلسه‌ای (هفته‌ای یک جلسه گروهی ۹۰ دقیقه‌ای به مدت دو ماه) رفتار درمانی دیالکتیکی در گروه آزمایشی، به منظور سنجش متغیر وابسته (کیفیت خواب و اضطراب)، مجددا پرسشنامه کیفیت خواب و اضطراب به عنوان پس‌آزمون در هر دو گروه اجرا شد. سپس داده‌های جمعآوری شده با استفاده از آزمون آماری تحلیل کواریانس در نرم‌افزارSPSS v,۲۰ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها: رفتار درمانی دیالکتیکی گروهی در کاهش کیفیت خواب و اضطراب بیماران سندرم روده تحریک‌پذیر در گروه آزمایشی به طور معناداری موثر بوده است؛ به طوری که بعد از انجام مداخله، میانگین نمرات کیفیت خواب و اضطراب کاهش یافتند. نتیجه‌گیری: رفتار درمانی دیالکتیکی می‌تواند باعث افزایش کیفیت خواب و کاهش میزان اضطراب در بیماران مبتلاء به سندرم روده تحریکپذیر گردد. بنابراین این مداخله به عنوان درمانی موثر در بهبود این نشانهها کاربرد دارد و می‌توان با اجرای آن به بهبود وضعیت روانی مبتلایان به سندرم روده تحریکپذیر کمک کرد.
جعفر نوایی، علیرضا محمدی آریا،
دوره ۳، شماره ۴ - ( زمستان ۱۳۹۴ )
چکیده

مقدمه: زندگی خانوادگی با خطراتی گره خورده که سلامت و استمرار آن را تهدید می کند. یکی از این مخاطرات، روابط فرازناشویی است. این پدیده تحت تأثیر عوامل زیستی ، روانی و اجتماعی متعددی قرار دارد. یکی از عوامل روان شناختی و شخصیتی احتمالی مؤثر بر روابط فرازناشویی، طرحواره های ناسازگار اولیه است. لذا این مطالعه با هدف تعیین رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه با توجیه روابط فرا زناشویی در میان افراد متأهل انجام یافته است. روش ها: این مطالعه مقطعی از نوع توصیفی – تحلیلی است، تعداد ۱۵۰ نفر به روش نمونه گیری آسان از میان زنان و مردان متأهل ساکن مناطق مختلف تهران انتخاب شدند، داده ها با استفاده از سه پرسشنامه: ویژگی های جمعیت شناختی، فرم کوتاه طرحواره های ناسازگار اولیه یانگ و توجیه روابط فرازناشویی، درسال ۱۳۹۳ جمع آوری و با استفاده از آمار توصیفی و آزمون های مجذور کای، تست دقیق فیشر و تی مستقل در نرم افزار SPSSV۱۶ تحلیل شد. یافته ها: ۶۴% نمونه ها روابط فرازناشویی را تحت شرایطی قابل توجیه می دانستند. این نسبت در مردان ۵/۷۷% و در زنان ۵/۵۰% بوده است. دلایل توجیه روابط به ترتیب، عاطفی، عشقی، جنسی و دلایل بیرونی اعلام شده است. بین تمام طرحواره های ناسازگار اولیه (به جز طرحواره ایثار) با توجیه روابط فرازناشویی و همچنین نمره کلی طرحواره ها (۰۰۱/۰>P) رابطه آماری معنادار مشاهده شد . از میان ویژگیهای جمعیت شناختی، تنها بین جنس با توجیه روابط فرازناشویی رابطه آماری معنادار دیده شد (۰۰۸/۰=P). نتیجه گیری: با توجه به رابطه معنادار بین طرحواره های ناسازگار اولیه و توجیه روابط فرازناشویی می توان از طرحوارهای ناسازگار اولیه در شناخت افراد در معرض خطر و همچنین از طرحواره درمانی در درمان افراد آسیب دیده از بی وفایی استفاده کرد.
رضا خجسته مهر، علی محمدی، ذبیح الله عباس پور،
دوره ۴، شماره ۲ - ( خرداد - تیر ۱۳۹۵ )
چکیده

مقدمه: نگرش­، به عنوان پدیده­ای شناختی، بر رغبت به ازدواج، سن ازدواج و نیز بر پایداری آن تأثیر قابل توجهی دارد. با توجه به شکاف و خلأ پژوهشی موجود در زمینه بررسی کیفی نگرش به ازدواج در داخل کشور، مطالعه حاضر با هدف تبیین نگرش دانشجویان متاهل به ازدواج صورت گرفته است.

روش: مطالعۀ حاضر، مطالعه­ای کیفی از نوع تحلیل محتواست که اطلاعات آن از طریق نمونه­گیری مبتنی بر هدف و مصاحبه عمیق و نیمه­ ساختاریافته فردی با ۱۸ دانشجوی متأهل دانشگاه شهید چمران اهواز (ایران) جمع­آوری شد. داده­ها بعد از ۱۸ مصاحبه به نقطه اشباع رسید. تحلیل داده­ ها از طریق روش تحلیل محتوای قراردادی صورت گرفت که پس از پیاده کردن مصاحبه­ های ضبط ­شده روی کاغذ و غوطه وری در تحلیل داده ­ها کدهای اولیه استخراج شد. جهت تعیین طبقات اصلی، کدهای اولیه در چند مرحله بازبینی، بررسی و طبقه ­بندی شد.

یافته ­ها: در نهایت، ۵۸۹ مفهوم در کدگذاری اولیه، ۶۸ مقوله در کدگذاری باز و ۱۲ طبقه در کدگذاری محوری استخراج شد. این ۱۲ طبقه و مضمون اصلی شامل عوامل فرهنگی اجتماعی؛ طبقه تجربیات اولیه و مشاهده الگوهای ناقص؛ آگاهی و شناخت یکدیگر؛ حمایت­های مادی و معنوی؛ طبقه ادراک حرمت و قداست ازدواج؛ فشارهای­ ازدواج؛ دخالت والدین و انتقال بین ­نسلی؛ عوامل اقتصادی؛ راهبردهای مقابله متناسب با نگرش؛ رشد شخصی ادراک شده و اشتیاق به ازدواج؛ دوسوگرایی در تمایل به ازدواج و بالا رفتن سن ازدواج به عنوان عوامل موثر در شکل­گیری نگرش دانشجویان متاهل به ازدواج شناخته شد.

نتیجه­ گیری: بر اساس این مطالعه، تغییر نگرش­ به ازدواج، به عنوان عامل اساسی ترغیب­ کننده جوانان به ازدواج، طی رویکردی سیستمی (طرح کلی) صورت می­ گیرد. در این رویکرد موارد زیر توصیه می­ شود: ترویج الگوهای موفق ازدواج در جامعه، حمایت­های مادی و معنوی از سوی والدین، آموزش راهبردهای مقابله­ای متناسب با چالش­های ازدواج، افزایش مهارت­های آمادگی ازدواج و حمایت دولت در تشکیل هسته­ های مشاوره ازدواج توسط روانشناسان و مشاوران با بصیرت و حرفه­ای خانواده و ازدواج.


محمدعلی حسینی، مسعود فلاحی خشکناب، فرحناز محمدی شاهبلاغی، سمیرا محمدظاهری آرتیمانی، پوریا رضا سلطانی، محمد سعید خانجانی،
دوره ۴، شماره ۳ - ( مرداد و شهریور ۱۳۹۵ )
چکیده

مقدمه: مراقبت از بیماران آلزایمر، سخت‌ترین نوع مراقبت است و می‌تواند سبب بروز استرس، خستگی و اختلالات روانی در آنان شود که ضروری است در جهت کاهش استرس بر مراقبین اقداماتی صورت پذیرد. بر این اساس این مطالعه با هدف تعیین تأثیر برنامه ذهن آگاهی بر استرس درک شده مراقبین خانوادگی سالمندان مبتلا به آلزایمر مراجعه کننده به انجمن آلزایمر ایران انجام شد.

روش کار: این پژوهش از مطالعات نیمه تجربی دو گروهی قبل و بعد بود، که در آن ۶۰ نفر از مراقبین اصلی بیماران مبتلا به آلزایمر، مراجعه کننده به انجمن آلزایمر ایران واقع در شهر تهران در سال ۱۳۹۲، به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند؛ این افراد به شکل تصادفی ساده در دو گروه مداخله و شاهد قرار گرفتند. برای گروه مداخله برنامه ذهن آگاهی در ۶ جلسه هفتگی به مدت ۲ ساعت در هرجلسه اجرا شد. داده‌ها از طریق پرسشنامه استرس درک شده کوهن، کامارک، مرملستین قبل و یک هفته پس از پایان مداخله جمع آوری و با استفاده از آزمون‌های تی مستقل و تی زوجی در سطح معناداری ۰/۰۵تحلیل شدند.

یافته‌ها: پس از انجام برنامه ذهن آگاهی، میانگین استرس درک شده در گروه مداخله از (۶/۴۲± ۳۳/۳۰) به (۵/۲۶± ۲۵/۴۳) تقلیل یافت، که نشان دهنده کاهش معنی دار استرس در این گروه بود (۰/۰۵> P). در حالی که در گروه شاهد این میزان قبل و پس از انجام مداخله (۶/۳۸± ۳۱/۶۰) به (۵/۰۵± ۳۲/۸۵) اختلاف معنی داری نداشت (۰۵/۰ < P).

نتیجه گیری: یافته‌های پژوهش حاکی از کاهش استرس درک شده در گروه مداخله داشت بدین معنی که برنامه ذهن آگاهی در جهت کاهش استرس مراقبین بیماران مبتلا به آلزایمر مؤثر می‌باشد وکاربرد آن برای سایر مراقبین نیز پیشنهاد می‌گردد.


محمد محمدی، آرمان سلیمی، کیانوش زهراکار، رضا داورنیا، محمد شاکرمی،
دوره ۴، شماره ۳ - ( مرداد و شهریور ۱۳۹۵ )
چکیده

مقدمه: یکی از آشفتگی ها و نابهنجاری های روان شناختی که به مرور زمان عشق و علاقه بین زوجین را کم رنگ تر کرده و گاهی به طور کامل آنرا محو می کند و موجب مشکلات روحی و روانی ، ادامه روابطی سرد و بی تفاوتی (طلاق عاطفی) و طلاق رسمی آنها را فراهم می کند، فرسودگی زناشویی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی کارآیی برنامه غنی سازی ارتباط برکاهش فرسودگی زناشویی زوج ها انجام شد.

روش کار: مطالعه حاضر از نوع نیمه تجربی و با استفاده از طرح پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری با گروه شاهد می‌باشد. جامعه آماری این پژوهش را تمامی زوجین دارای مشکلات زناشویی مراجعه کننده به مرکز همیاران سلامت روان شهر بجنورد در بهار و تابستان سال ۱۳۹۳ تشکیل می دادند که جهت حضور در جلسات اعلام آمادگی نموده بودند. بر اساس نمونه گیری مبتنی بر هدف و به شیوه در دسترس، ۲۰زوج که بیشترین نمرات را در فرسودگی زناشویی کسب نموده بودند و بر اساس ملاک های ورود و خروج به مطالعه واجد شرایط شرکت در جلسات تشخیص داده شده بودند، انتخاب و با جایگزینی تصادفی در دو گروه مداخله و شاهد (هر کدام ۱۰ زوج) گمارش شدند. ابزار سنجش مقیاس فرسودگی زناشویی (Pines ۱۹۹۶) بود که توسط آزمودنی ها در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری ( یک ماهه) تکمیل شد. متغیر مستقل (برنامه غنی سازی ارتباط) در ۸ جلسه یک و نیم ساعته به شیوه گروهی و گام به گام و با توالی هر هفته یک جلسه برای گروه مداخله اجرا شد. برای گروه شاهد تا پایان پژوهش مداخله ای ارایه نگردید. داده‌های پژوهش به شیوه تحلیل کواریانس تک متغیره و با بهره گیری از نرم افزار SPSS۱۸ تجزیه و تحلیل شدند.

یافته‌ها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که برنامه غنی سازی ارتباط، فرسودگی زناشویی را در زوجین گروه مداخله در مرحله پس آزمون به طور معناداری کاهش داده  و نتایج کماکان در مرحله پیگیری نیز از ثبات لازم برخورداربود.

نتیجه گیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که برنامه غنی سازی ارتباط در کاهش فرسودگی زناشویی موثر است و از این روش مداخله ای می توان به عنوان یک شیوه کارآمد در بهبود روابط و حل مشکلات زناشویی افراد در مراکز مشاوره و گروه های زوج درمانی استفاده کرد.


سیده مریم مشیریان فراحی، سیدمحمدمهدی مشیریان فراحی، حمیدرضا آقا محمدیان شعرباف، زهره سپهری شاملو،
دوره ۵، شماره ۱ - ( فروردین و اردیبهشت ۱۳۹۶ )
چکیده

مقدمه: یکی از مشکلاتی که در جامعه مورد توجه قرار گرفته است، پرخاشگری می‌باشد که بر کیفیت زندگی تأثیر دارد. یکی از سؤال‌های اساسی این است که چگونه می‌توان پرخاشگری را کاهش داد. برهمین اساس، هدف مطالعه حاضر بررسی اثر بخشی واقعیت درمانی گروهی مبتنی بر تئوری انتخاب بر کیفیت زندگی افراد پرخاشگر بود.

روش کار: این مطالعه یک طرح شبه آزمایشی با پیش-پس آزمون دارای گروه کنترل بود. شرکت کنندگان در دو گروه جایگزین شدند، گروه آزمایش ده جلسه واقعیت درمانی دریافت کرد ولی گروه کنترل هیچ درمانی را دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه کیفیت زندگی و پرسشنامه پرخاشگری AQ بودند.

یافته‌ها: تحلیل داده‌ها نشان داد که در گروه مداخله کیفیت زندگی افزایش معنی داری نسبت به گروه کنترل دارد و همچنین نتایج تحلیل کواریانس نشان می‌دهد که با کنترل پیش آزمون نتایج پس آزمون برای متغیرهای ارتباطات اجتماعی و روحی روانی از زیر مقیاس‌های کیفیت زندگی تفاوت معنی داری بین دو گروه وجود دارد.

نتیجه گیری: طبق نتایج به دست آمده می‌توان بیان کرد که واقعیت درمانی به شیوه گروهی بر روی افراد پرخاشگری، به دلیل تاکیدی بر کنترل درونی، بهبود ارتباطات و ارضا مؤثر نیازها دارد می‌تواند باعث افزایش کیفیت زندگی گردد.


امین اجلی، مسعود فلاحی خشکناب، محمدعلی حسینی، عیسی محمدی، مسعود سیرتی نیر،
دوره ۵، شماره ۴ - ( مهر و آبان ۱۳۹۶ )
چکیده

مقدمه: رخدادهای ایمنی متعدد و متنوعی برای بیماران در بخش‌های روان‌پزشکی روی می‌دهد که تبعات و عوارض نامطلوب جسمی و روانی را برای آن‌ها به دنبال دارد. پرستاران این بخش‌ها بیشترین نقش را در مراقبت از بیماران بر عهده‌دارند. مطالعه حاضر باهدف تبیین ادراک پرستاران این بخش‌ها از ایمنی بیمار انجام گردیده است.
روش کار: این تحقیق از نوع کیفی به شیوه تحلیل محتوی قراردادی با روش استقرایی است که طی آن ۱۹ پرستار از مرکز روان‌پزشکی رازی در تهران و شفای رشت و بخش روان‌پزشکی بیمارستان آتیه از سال ۱۳۹۴ لغایت ۱۳۹۵ به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و در مطالعه مشارکت کردند. جهت جمع‌آوری داده‌ها از روش مصاحبه فردی عمیق نیمه ساختارمند استفاده شد.
یافته‌ها: از آنالیز مستمر و مقایسه داده‌ها سه‌طبقه اصلی "رفتارهای پرخطر بیماران" " فضای ناایمن بخش " و "مخاطرات ناخواسته " شناسایی شد، هرکدام از این طبقات شامل تعدادی زیر طبقه می‌باشند. ادراک روان پرستاران از ایمنی بیمار در بخش‌های روان‌پزشکی با درون‌مایه "بیماران ناآرام- خطرسازان بالقوه " انتزاع گردید.
نتیجه گیری: با توجه به ماهیت بیماری روان و با در نظر گرفتن نقش خود بیماران در رخدادهای ایمنی، مراقبت از ایمنی بیمار در بخش‌های روان‌پزشکی موضوعی متفاوت و چندجانبه است. بکار گیری تعداد کافی و مناسب کارکنان پرستاری، ایجاد دانش و آمادگی لازم در پرستاران و استفاده از امکانات مناسب برای ارتقاء ایمنی بیمار در این بخش‌ها ضروری است.

 
افسانه قندهاریزاده، حمیدرضا آقامحمدیان شعرباف، فریبرز باقری،
دوره ۶، شماره ۱ - ( فروردین و اردیبهشت ۱۳۹۷ )
چکیده


مقدمه: وسواس شستشو به عنوان شایع ترین تابلوی اختلال وسواسی اجباری یکی از مشکلات جدی سلامت روانشناختی بوده وعلاوه بر اینکه اضطراب یاآشفتگی قابل ملاحظه‌‌ای در فرد ایجاد می‌کند سالیانه هزینه‌های اقتصادی واجتماعی هنگفتی را بر جامعه تحمیل می‌کند. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان بهزیستی روانشناختی بر نشانگان بالینی و عاطفه مثبت و منفی بیماران وسواس شستشو بود.
روش کار: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی، بااستفاده از طرح پیش آزمون وپس آزمون با گروه گواه انجام شد.از میان کلیه زنان مبتلا به وسولس مراجعه کننده به کلینیک‌های خانه مهر وحرم مطهردرسال ۱۳۹۶ در شهر مشهد ۴۰ نفربااستفاده از روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند .ودرنهایت باتوجه به ملاک‌های ورود به پژوهش،تعداد۳۰نفربه صورت تصادفی به دو گروه مداخله(۱۵نفر)و کنترل(۱۵نفر)تقسیم بندی شدند .گروه مداخله طی ۱۲ جلسه درمان گروهی ۹۰دقیقه‌‌ای به مدت ۲ ماه تحت درمان بهزیستی روانشناختی ریف قرارگرفتند.در این مدت برای گروه گواه هیچ گونه مداخله درمانی انجام نگرفت.پرسشنامه ییل براون (گودمن وهمکاران ،۱۹۸۹)وپرسشنامه عاطفه مثبت ومنفی (واتسون وهمکاران،۱۹۸۸)به عنوان ابزار ارزشیابی در پیش آزمون ،پس آزمون ومطالعه پیگیری دوماهه مورد استفاده قرار گرفت.داده‌ها بااستفاده از روش‌های آمارتوصیفی وتحلیل واریانس با اندازه‌های مکرر ونرم افزار SPSS نسخه ۲۳ مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفت.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که درمان بهزیستی روانشناختی بر نشانگان بالینی در مؤلفه وسواس فکری و وسواس عملی اثر مثبت معناداری داشته (۰۰۱/۰P<) که در پیگیری دوماهه پس از مداخله نیز پایدار باقی مانده است. تحلیل داده‌ها نشان دهنده آن بود که درمان بهزیستی روانشناختی‌‌‌‌ بر عاطفه مثبت و منفی بیماران وسواس شستشو تأثیر معنی داری داشته (۰۰۱/۰P<) وهمچنین تحلیل های آماری بیانگرتداوم اثربخشی این درمان تا مرحله پیگیری بود.
نتیجه‌گیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که درمان بهزیستی روانشناختی در کاهش وسواس فکری وعملی ونیز افزایش عاطفه مثبت وکاهش عاطفه منفی در بیماران وسواس شستشو موثر است واز این روش مداخله‌‌ای می‌توان به عنوان یک شیوه کارامد در درمان افراد وسواس در مراکز مشاوره استفاده کرد.
 
نسرین گودرزی، ابوالفضل رهگوی، فرحناز محمدی شاهبلاغی، اکبر بیگلریان،
دوره ۶، شماره ۳ - ( مرداد و شهریور ۱۳۹۷ )
چکیده

مقدمه: افزایش شیوع بیماری دمانس از جمله پیامدهای دوران سالمندی است، مراقبت از این بیماران با توجه به ماهیت بیماری و وابستگی بالا منجر به مشکلات روانی در مراقبان می‌گردد، از طرفی وجود بیماری منجر به اختلال در عملکرد خانواده می‌گردد، از اینروسنجش عملکرد خانواده می‌تواند ابزار پیش بینی کننده مناسبی برای سلامت روان خانواده باشد. ارزیابی میزان اضطراب مراقبین سالمندان مبتلا به دمانس و ارتباط آن با عملکرد خانواده هدف پژوهش حاضر بود.
روش کار: این مطالعه از نظر روش شناختی یک مطالعه همبستگی بود. تعداد ۱۵۰ نفر از مراقبین خانوادگی سالمندان مبتلا به دمانس مراجعه کننده به انجمن آلزایمرایران واقع در تهران از طریق نمونه گیری در دسترس در سال ۱۳۹۴-۱۳۹۵ و با توجه به معیار ورود مطالعه انتخاب شدنداضطراب مراقبین و عملکرد خانواده آنان از طریق پرسشنامه اضطراب زونگ و عملکرد خانواده مک مستر سنجیده شد. داده‌ها از طریق آزمون‌های آماری ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل واریانس، آزمون تعقیبی شفه و رگرسیون خطی چند گانه گام به گام با استفاده از نرم افزار SPSS ۱۹ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: ۴/۱۹% و ۳/۱% از مراقبین خانوادگی بیماران مبتلا به دمانس به ترتیب دارای اضطراب خفیف و اضطراب شدید بودند. عملکرد خانواده در این بیماران در همه ابعاد بجز حل مسئله دارای اختلال بوده و بین همه خرده مقیاس‌های عملکرد خانواده با اضطراب مراقبین رابطه منفی و معنی دار (۰۰۱/۰ > P) وجود داشت. نتایج تحلیل رگرسیون خطی چندگانه گام به گام برای پیش بینی اضطراب از روی ابعاد عملکرد خانواده و متغیرهای زمینه‌ای نشان داد بعد کنترل رفتار، وضعیت اقتصادی و وضعیت سلامت قادر به پیش بینی واریانس اضطراب مراقبین بودند.
نتیجه گیری: با توجه به شیوع علائم اضطراب در مراقبین خانوادگی بیماران مبتلا به دمانس وارتباط عملکرد خانواده با اضطراب این مراقبین، بررسی ابعاد عملکرد خانواده می‌تواند به عنوان یکی از شاخص‌های مهم خانواده درمانی و آموزش خانواده‌ها در ارتقاء سلامت مراقبین تأثیر گذار باشد.
 


افسانه قندهاری زاده، حمیدرضا آقا محمدیان شعرباف، فریبرز باقری،
دوره ۶، شماره ۴ - ( مهر و آبان ۱۳۹۷ )
چکیده

مقدمه : اختلال وسواسی اجباری یکی از شایع ترین اختلالات روانی است که بر تمام جنبه های زندگی اثر می گذارد . با توجه به شیوع بالای اختلال وسواس جبری و اثرات مخربی که این اختلال در طولانی مدت بر روابط بین فردی و ارتباطات اجتماعی دارد. مطالعه ای با هدف بررسی اثربخشی درمان بهزیستی روانشناختی بر نشانگان بالینی و ترس از ارزیابی منفی بیماران وسواس شستشو انجام گرفت.
روش کار:پژوهش حاضر نیمه آزمایشی، از نوع پیش‌آزمون و پس‌آزمون با مطالعه پیگیری بود. جامعه آماری پژوهش کلیه زنان مبتلا به وسواس شستشو مراجعه کننده به کلینیک‌ های حرم مطهر و کلینیک خانه مهر در شهر مشهد درسال ۱۳۹۶بود. از این جامعه یک نمونه تصادفی ۳۰نفره انتخاب و به طور تصادفی دردوگروه  ۱۵ نفره کنترل وآزمایش گمارده شدند. سپس  برای گروه آزمایش درمان مبتنی بر بهزیستی در ۱۲ جلسه ۹۰ دقیقه‌ای به صورت یک بار در هفته به عمل آمد. داده‌های پژوهش با استفاده از مقیاس شدت وسواس فکری- عملی ییل- براون (گودمن وهمکاران،۱۹۸۹) و پرسشنامه ارزیابی منفی ( لری،  ۱۹۸۳ ) گردآوری و با استفاده از روش تحلیل واریانس بااندازه گیری های مکررو نرم افزار SPSS نسخه ۲۳ تحلیل گردید.
یافته‌ها :نتایج نشان داد که درمان بهزیستی روانشناختی بر وسواس فکری و وسواس عملی اثر مثبت معناداری داشته (۰۰۱/۰P<) که در پیگیری دو ماهه پس از مداخله نیز نتایج پایدار باقی مانده است. همچنین تحلیل داده‌ها نشان دهنده آن بود که درمان بهزیستی روانشناختی بر نشانگان بالینی بر ترس از ارزیابی منفی بیماران وسواس شستشو تأثیرتاثیر معنی داری دارد،واین تاثیر نیزدر مطالعه پیگیری باقی مانده است. (۰۰۱/۰P<
نتیجه گیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که درمان بهزیستی روانشناختی در کاهش وسواس فکری وعملی ونیز کاهش ترس ارزیابی منفی بیماران وسواس شستشو موثر است واز این روش مداخله‌‌ای می‌توان به عنوان یک شیوه کارامد در درمان افراد وسواس در مراکز مشاوره استفاده کرد.
علیرضا عیوضی، مائده سرلاتی، گلاویژ محمدی، فریبا عیوضی، محمد اسماعیل پور بندبنی،
دوره ۷، شماره ۲ - ( خرداد و تیر ۱۳۹۸ )
چکیده

مقدمه: واژینیسموس از جمله اختلال جنسی است که زوجین پس از ازدواج قادر به انجام مقاربت جنسی طبیعی نیستند. این اختلال یکی از علت‌های ناباروری در زنان می‌باشد. هدف این مطالعه، بکارگیری رویکرد شناختی – رفتاری (CBT: Cognitive Behavioral Therapy) در درمان دو بیمار مبتلا به واژینیسموس با نازایی طولانی‌مدت بود.
روش کار: این مطالعه مقطعی در سال ۱۳۹۵ در یکی از کلنیک های تخصصی روانپزشکی انجام گرفت. دو بیمار مبتلا به واژینیسموس با نازایی طولانی‌مدت، یکی بعد از ۶ و دیگری بعد از ۷ سال نازایی، انتخاب شدند. در ابتدا بیماران براساس شرح حال خود و همچنین واکنش اجتنابی آنها به هنگام انجام معاینات به واژینیسموس تشخیص قطعی داده شدند. سپس، درمان بیماران ترکیبی از آموزش آناتومی و کارکرد اعضای تناسلی، آموزش رفتار جنسی و فیزیولوژی آن،  اصلاح هرگونه اطلاعات و شناخت نادرست در مورد عملکرد و فعالیت جنسی، تمرینات رفتاری، آموزش تکنیک  ریلکسیشن به منظور کمک به کنترل ارادی و افزایش آرمیدگی عضلات کف لگن و تصویرسازی ذهنی مربوط به عمل جنسی حین آرمیدگی، طی ۸ جلسه ۴۵ دقیقه‌ای انجام شد.
یافته‌ها: هر دو بیمار واژینیسموس پس از گذراندن برنامه درمانی شناختی-رفتاری بهبود یافتند و موفق به انجام عمل مقاربت شدند و بیمار اول پس از ۵ ماه و بیمار دوم پس از ۳ ماه از شروع درمان باردار شدند.
نتیجه گیری: درمان CBT همچنان روش مناسبی برای درمان بیماران واژینیسموس پیشنهاد می شود و می‌تواند به عنوان یک روش مداخله‌ای مفید، کم هزینه و غیر تهاجمی برای درمان چنین بیمارانی به کار رود.
 
زینب محمدیان، فاطمه بهرامی، کوروش گودرزی، مسعود صادقی،
دوره ۷، شماره ۶ - ( بهمن و اسفند ۱۳۹۸ )
چکیده

مقدمه: با توجه به اهمیت وضرورت زندگی زناشویی و ضرورت ارتقاء سطح کیفیت ورضایت ازآن، بکارگیری مداخلات روانشناختی ازجمله روایت درمانی وایماگوتراپی می‌تواند گام مهمی در تسهیل این فرایند مهم باشد. هدف از این پژوهش تأثیر رویکرد تلفیقی روایت درمانی و ایماگوتراپی بر انتظارات زناشویی در داوطلبان ازدواج بوده است.
روش کار: روش پژوهش حاضر از نوع آزمایشی باطرح پیش آزمون، پس آزمون باگروه آزمایش وشاهد می‌باشد. جامعه آماری این پژوهش کلیه دختران و پسران داوطلب ازدواج بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس از افراد مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهربروجرددرسال ۱۳۹۷ است که در مجموع ۶۰ نفر (۱۵ دختروپسرداوطلب ازدواج) برای گروه‌های آزمایش و شاهد انتخاب شدند. اجرای پژوهش ۳. ماه به طول انجامیدومداخلات درمانی به روی نمونه‌های گروه آزمایش طی ۱۲ جلسه آموزشی به مورد اجرا گذاشته شد. به منظور گردآوری داده‌ها از پرسشنامه مقیاس انتظارات زناشویی امیدوار (۱۳۸۸) در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری استفاده گردید. جهت بررسی فرضیه‌ها از آزمون آماری مانکوا و با استفاده از نرم افزار آماری ۲۴ SPSS تحلیل شدند.
یافته‌ها: نتایج تحلیل واریانس اندازه گیری‌های مکرر بر روی میانگین نمره کل پس‌آزمون انتظارات زناشویی (۰۱/۰ > P) در گروه آزمایش و کنترل، معنادار می‌باشد. درمان رویکرد تلفیقی مبتنی بر روایت درمانی و ایماگوتراپی بر انتظارات زناشویی داوطلبان ازدواج به طور معناداری اثربخش می‌باشد.
نتیجه گیری: با توجه به یافته‌های موردنظرمی توان بیان نمود که رویکرد تلفیقی مبتنی بر روایت درمانی و ایماگوتراپی برارتقاءسطح نگرش وانتظارات دختران و پسران داوطلب ازدواج اثر مثبت وتاثیر گذاری خواهدداشت.
 

صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
۱
 

نشریه روان پرستاری Iranian Journal of  Psychiatric Nursing
Persian site map - English site map - Created in 0.11 seconds with 56 queries by YEKTAWEB 4700