دانشگاه تهران، تهران، ایران. ، sareh.alijani@yahoo.com
چکیده: (393 مشاهده)
مقدمه: با رشد روزافزون افراد مصرفکننده مواد افیونی و همچنین با رعایت نکردن اصول پروتکل درمان نگهدارنده با متادون در میزان دوز مصرفی و گهگاه افزایش تکانهای میزان دوز مصرفی بهدلیل عدم تنظیم هیجانی اثربخش، پژوهش حاضر با هدف بررسی روابط ساختاری تجربه ترومای کودکی با بدتنظیمی هیجانی در افراد تحت درمان با متادون با نقش میانجی ذهنیسازی انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی از نوع معادلات ساختاری است. جامعه آماری در این مطالعه شامل تمامی بیماران وابسته به مواد تحت درمان با متادون مراجعهکننده به مراکز ترک اعتیاد شهر قزوین در سال 1402 بود که از میان آنها تعداد 220 نفر با روش نمونهگیری دردسترس انتخاب شدند. جهت جمعآوری دادهها از پرسشنامه ترومای کودکی، پرسشنامه کنشوری تاملی و مقیاس دشواری در تنظیم هیجان استفاده شد. برای تحلیل دادهها از همبستگی پیرسون، مدلیابی معادلات ساختاری و از نرافزار SPSS-18 وAMOS-24 استفاده شد.
یافته ها: یافتهها حاکی از برازش مدل مفروض است. اثر مستقیم ترومای کودکی(11/2T= ،43/0= β) و ذهنیسازی (مولفه عدم اطمینان) (65/5T= ،41/0= β) بر بدتنظیمی هیجانی معنادار و مثبت و اثر مستقیم ذهنیسازی (مولفه اطمینان) (32/3- T= ،47/0- = β) بر بدتنظیمی هیجانی معنادار و منفی بود. همچنین، تجزیه و تحلیل یافتههای پژوهش حاکی از نقش میانجی ذهنیسازی در رابطه بین تجربه ترومای کودکی با بدتنظیمیهیجانی بود. نتایج همچنین نشان داد که متغیرهای پژوهش در مجموع 56 درصد از واریانس بدتنظیمیهیجانی را تبیین کردند.
نتیجه گیری: تجارب آسیبزای اولیه به ویژه با مراقبین، محیطی را ایجاد میکند که هیجانات و عواطف کودک را بیاعتبار کرده و کودک در این فضای ناامن، از راهبردهای ناسازگار مانند سرکوب و یا اجتناب از هیجانات منفی استفاده میکند که ممکن است در بزرگسالی منجر به مشکلات مرتبط با مصرف مواد گردد، از سویی دیگر افراد علیرغم تجربیات آسیبزا در صورت اکتساب ظرفیت بالای روانشناختی و درک و بینش نسبت به فرایندهای ذهنی خود (ظرفیت ذهنیسازی) سبب میشود جهت تنظیم تکانه ها و هیجانات خویش، متوسل به مصرف مواد نشوند. بنابراین، درک بالینی بهتر از این مولفهها و به ویژه ذهنیسازی در آسیب شناسی اعتیاد یک عنصر کلیدی در ارزیابی و کار بالینی با بیماران تحت درمان با متادون خواهد بود. لذا پیشنهاد میشود به درمانهای مبتنی بر ذهنی سازی و درمان های مبتنی بر تنظیم هیجان در افراد تحت درمان با متادون توجهویژهای شود.
Alijani S, Farahani H, Majidinasab Z. Structural Relationships of Childhood Trauma Experience With Emotional Dysregulation In Methadone Treated Individuals: The Mediating Role of Mentalization. IJPN 2025; 12 (6) :45-58 URL: http://ijpn.ir/article-1-2386-fa.html
علیجانی ساره، فراهانی حجت الله، مجیدی نسب زهرا. روابط ساختاری تجربه ترومای کودکی با بدتنظیمی هیجانی در افراد تحت درمان با متادون : نقش میانجی ذهنیسازی. روان پرستاری. 1403; 12 (6) :45-58